[ ۱۳ شهریورماه ۱۳۸۴ ]خبرها » پاسخ به سؤالات خبرنگاران
با غریبی و تنهایی چه کار می کنی؟
- آنقدر می دوم و تمرینات مشکل و بازیها و برنامه ها فشرده است که غریبی از یادم رفته، با این حال اعتراف می کنم روزگار سختی دارم و با تنهایی و غربت گه گاهی بدجوری دلم می گیره.
آیا بچه های ایرانی با تو در تماس هستند؟ با کدام یک بیشتر تماس داری؟
- آنها هم مثل خود من سرگرم و گرفتارند، با این حال مهدوی کیا آخر معرفت و مهربانی است، مرتب تلفن می کند و گاهی اوقات مرا راهنمائی می کند و دلداری می دهد.
در تیم بایرن مونیخ ستاره شده ای، فکر می کنی بتوانی اروپا را هم فتح کنی؟
- اشتباه می کنید. در اینجا رقابت خیلی فشرده است و کار به این سادگی ها نیست که دو ماهه ستاره شوی، کار من تازه شروع شده است و تمام تلاش خودم را برای پیشرفت خواهم کرد. تا خدا چه خواهد.
تیم های بزرگ دیگری حاضرند برای داشتن تو میلیون ها دلار بپردازند. فکر می کنی از بایرن مونیخ جدا بشوی؟
- در فوتبال حرفه ای بخصوص سطح بالای آن ریزه کاری های بسیاری وجود دارد که من با آنها آشنا نیستم. روزنامه ها شلوغش کردند، هنوز کاری نکرده ام که اینطور توی بوق گذاشته اند. دعا کنید از همین بایرن مونیخ ما را بیرون نکنند.
به نظر می رسد دیگر در بایرن فیکس شده ای؟
- کدام فیکس! در بایرن بغیر از اولیور کان هیچ بازیکنی مطمئن نیست که به زمین می رود. به خصوص من که کارم از همه مشکل تر است.
در مورد بازی تیم ملّی نظرت چیست؟
- اگر منظورتان بازی با ژاپن است بچه ها در حد انتظار نبودند. البته آنها هیچ تقصیری ندارند. چسبیدن به چند بازیکن و در هر شرایطی از آنها استفاده کردن و جوان ها را روی نیکمت نشاندن حاصلی بهتر از این نخواهد داشت. مربّی تیم ملّی باید بیش از اینها جرأت و جسارت داشته باشد و به جوانها میدان دهد.
آیا شما به دیگران و مستمندان کمک می کنید؟
- حتم داشته باشید که بیش از انتظار و بالاتر از آنکه شما و دیگران تصور می کنید کمک می کنم. نامه ها و تقاضا های زیادی برای کمک به دستم می رسد امّا من کمک هایم برنامه ریزی شده و از سوی مراجع خیریه است. البتّه این مسائل گفتن ندارد و از نام آوردن معذورم.
در مورد مایلی کهن چه نظری داری؟
- من با خیلی از کارهای مایلی کهن که به امور شخصی مربوط می شود مخالفم امّا در زمینه فوتبال او را یکی از بهترین ها می دانم. بچه های تیم ملّی معتقدند که مایلی کهن مردی است که هرگز زیر بار مشکلات کمرش خم نمی شود. انضباط او زبانزد است و در کارش تبعیض وجود ندارد. کسی است که در مقابل جریانات طرف حق و مظلوم را می گیرد و به خاطر رسیدن به پول و مقام و پست هرگز سوار موج حاکم نمی شود. امّا این حرف ایشان که قبلی ها جان می دادند و بازیکنان فعلی برای پراید و پرشیا می جنگند حرف خالی از منطق و نسنجیده ای است. تنبیه و پاداش همیشه وجود داشته و میزان آن هم در هر زمان فرق می کند. دادکان در مورد تشویق و پاداش ها وظیفه خود را خوب انجام داده است.
نوشته بودند که بازی هایت منتقدانت را به سکوت کشانده، نظرت چیست؟
- خدا نکند آنها سکوت کنند. برخی از انتقاد ها از تعریف و تمجید بسیار مفید ترند، انها ئی که وقت خود را صرف کرده و ضعف های مرا پیدا می کنند چراغ راهنمای خوبی برای من هستند.
نظرت در مورد تعریف های علی پروین چیست؟
- حرف علی پروین برای من اهمیّت زیادی دارد زیرا پروین در زمان خود بازیکن بی همتایی بوده و مرد دانا ایست و آدمی نیست که بیهوده از کسی تعریف کند. به هر حال ایشان بزرگی از خودشان نشان داده اند و من همچنان یکی از شاگردان کوچک علی پروین هستم. اگر هم چیزی شده باشم نتیجه دسترنج مربّیان خودم است و در رأس آنها علی پروین.
گفته بودی از اینکه یک برزیلی ذخیره تو است خوشحالی؟
- هرگز همچین حرفی نزده ام. این هم اختراع کسانی است که حرف توی دهان دیگران می گذارند. من هرگز چنین حرفی نزده ام و از اینجور خودستائی ها متنفّرم.
چگونه می شود پیراهن و امضاء شما را بدست آورد؟
- در این مورد سؤال می کنم، امضاء من اگر برای شما ارزشی داشته باشد من در خدمت هستم امّا پیراهن را باید از فروشگاه بایرن مونیخ بدست آورید.
در تیم ملّی چه می گذرد؟ هر کسی ادعّا می کند که افشا گری می کنم و باند بازی ها را رو می کنم. مثلا اگر شنیده باشید مجید جلالی چنین ادعایی کرد و بعد هم مثل دیگران عقب نشینی کرد!
- تهدید به افشاگری و سپس عقب نشینی به خاطر مصلحت ها ترفندی تکراری در فوتبال ماست. با این حال افتادن برخی چهره ها مثل مجید خان در این جریان های بی فایده تعجب آور است. مجید جلالی در این مورد علامت سؤال بزرگی را از خود باقی گذاشت. ایشان پس از اینکه تاریخ مصرف تهدید هایش تمام شد با همان سرعتی که وارد این جریان ها شده بود مصلحت دید که خارج شود. پنهان کردن حقایقی که ایشان در مورد تیم ملّی می داند بزرگ ترین خیانت به تیم ملّی است. ایجاد شک و شبهه و شایعه پراکنی ها از همین مخفی کاری ها و مصلحت اندیشی ها ریشه می گیرد.
در ایران همه جا حرف شما است. روزنامه ها غوغا کرده اند. تلویزیون بازی های شما را مستقیم پخش می کند و خلاصه شما امروز یک قطب جذّاب در فوتبال ایران شده اید. آیا در جریان این مسائل هستید؟
- متأسفانه روزنامه ها به دستم نمی رسد. از طریق اینترنت و مدیر برنامه هایم تا حدودی در جریان قرار می گیرم. صراحتا بگویم دیگران همه لطف و محبت دارند ولی بیش از حد بزرگ نمائی می کنند و من هنوز تا رسیدن به افتخارات بزرگ راه طولانی و سختی در پیش رو دارم. هنوز در دامنه هستم و چشم به قلّه دارم.
می گویند کریمی سراپا عوض شده. او بازیکنی بوده که برای خودش و به میل خودش بازی می کرده و فوتبالش نوعی نمایشی و ساکن بوده و خیلی حرف های دیگه. نظر خودت در این مورد چیست؟
- عقاید همه برایم قابل احترام است اما تشخیص هر کس هم به عقل و فهم او بستگی دارد. مگر تیم هایی که من در آنها بازی می کردم بی صاحب و سرپرست بودند که برای خودم هر کاری دلم می خواست بکنم؟ من همیشه خواسته های مربیان و دستور های آنان را اجرا می کردم. نوع فوتبال در هر کجا شکل خاص خودش را دارد. در اروپا باشم اروپائی بازی می کنم، در ایران ایرانی و در امارات هم طبق سبک آنجا بازی می کردم و اگر به ژاپن بروم هم ژاپنی بازی خواهم کرد.
من هیچ تغییری نکرده ام بلکه با ریتم و فوتبال آلمان در حال هماهنگی هستم. مربّی من در دبی یکی از سرشناس ترین مربیان آلمان بود. او از تیم وردربرمن به الاهلی آمده بود امّا هیچگاه نخواست و یا نتوانست مرا و نوع فوتبال الاهلی را آلمانی کند. در تیم های ایرانی و یا اگر به الاهلی برگردم چاره ای بجز بازگشت به عادت های سابقم ندارم. این بحث فنی و بسیار طولانی است که انشاءالله در یک فرصت بهتر آنرا خواهم شکافت.
فکر می کنی حامد کاویانپور به تیم ملّی باز گردد؟
- پشتکار حامد خیلی خوب است و شک ندارم که او بزرودی خود را به جایگاه قبلی اش می رساند.
می گفتند که در اروپا موفّق نمی شوی و قادر نیستی وارد یک فوتبال سریع و درگیرانه شوی؟
- انشاءالله در زمین به آنها ثابت می کنم که قادر هستم. این حرف ها را زیاد جدّی نگیرید، بعضی ها حرف هایی می زنند و اگر درست در آمد آن را در بوق می کنند و سر و صدا راه می اندازند که ما گفتیم و ما علامه دهر هستیم و اگر هم حرف شان درست در نیامد با سماجت راه اشتباه خود را ادامه می دهند.
آهوی خجالتی یعنی چه؟
- تا کنون آهو را از نزدیک ندیده ام چه برسد به اینکه بدانم خجالتی آن چگونه است. تعبیری بوده از یک نویسنده آلمانی.
چرا اینقدر دیر به اروپا رفتی؟
- اگر زود می رفتم هم خیلی ها می پرسیدند چرا اینقدر زود رفتی! با توجه به آنچه تا به حال پیش آمد قسمت ما هم همین بود.